جامعه و کسب‌وکار

همکارانی از جنس کد

وقتی شرکت‌های بزرگ کارمندانِ هوش مصنوعی استخدام می‌کنند

انقلابی خاموش در بزرگ‌ترین شرکت مشاوره جهان

تصور کنید در یکی از معتبرترین شرکت‌های مشاوره جهان مشغول به کار هستید. روزی مدیرعامل شرکت اعلام می‌کند که از شصت‌هزار «کارمند» سازمان، بیست‌وپنج‌هزار نفر دیگر انسان نیستند. این دقیقاً همان اتفاقی است که در سال ۲۰۲۶ برای شرکت مک‌کینزی رخ داد. باب استرنفلز، مدیرعامل این غول مشاوره‌ای، در نمایشگاه الکترونیک مصرفی لاس‌وگاس و در برنامهٔ «آیدکست» نشریهٔ هاروارد بیزینس ریویو فاش کرد که شرکتش اکنون دارای شصت‌هزار کارمند است که چهل‌هزار نفر از آن‌ها انسان و بیست‌وپنج‌هزار نفر عامل‌های هوش مصنوعی هستند. این رقم در حالی اعلام شد که تنها یک سال و نیم پیش، تعداد این عامل‌ها فقط چند هزار عدد بود. مک‌کینزی پیش‌بینی کرده است که تا پایان سال ۲۰۲۶، تعداد عامل‌های هوش مصنوعی با نیروی انسانی برابر شود. این تحول، پرسش‌های بنیادینی را دربارهٔ مفهوم اشتغال، آیندهٔ مشاغل یقه‌سفید و مدل‌های کسب‌وکار در سراسر جهان مطرح کرده است. در این مقاله، ابعاد اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و مدیریتی این پدیده را بررسی می‌کنیم و به این پرسش پاسخ می‌دهیم که آیا این الگو به سایر صنایع نیز سرایت خواهد کرد.

عامل هوش مصنوعی چیست و چه کاری انجام می‌دهد؟

عامل‌های هوش مصنوعی، برخلاف ربات‌های گفت‌وگوی ساده، سامانه‌های خودمختاری هستند که می‌توانند مسائل پیچیده را تجزیه کنند، گردش‌های کاری را طراحی نمایند، وظایف را اجرا کنند و با حداقل مداخلهٔ انسانی، خروجی تحویل دهند. در مک‌کینزی، این عامل‌ها در حوزه‌های پژوهش، تحلیل داده، تهیهٔ اسناد و ارائهٔ خدمات به مشتریان به کار گرفته شده‌اند؛ حوزه‌هایی که زمانی به شدت به مشاوران تازه‌کار وابسته بود. به گفتهٔ استرنفلز، این عامل‌ها در شش ماه، دو میلیون و پانصدهزار نمودار تولید کرده‌اند؛ کاری که پیش‌تر زمان مشاوران تازه‌کار را به خود اختصاص می‌داد. همچنین، این عامل‌ها در یک سال، یک میلیون و پانصدهزار ساعت از زمان نیروی انسانی را با خودکارسازی وظایف جست‌وجو و ترکیب داده‌ها صرفه‌جویی کرده‌اند. در حالی که نیروی کار پشتیبانی (غیرمشتری‌محور) حدود یک‌چهارم کاهش یافته، خروجی این بخش‌ها ده درصد افزایش پیدا کرده است.

نگاهی به آمار و ارقام

ارقام منتشرشده از سوی مک‌کینزی، تصویر شگفت‌آوری را ترسیم می‌کند: چهل‌هزار انسان در کنار بیست‌وپنج‌هزار عامل هوش مصنوعی. مدل «۲۵ مربع» که مک‌کینزی آن را معرفی کرده، به این معناست که نقش‌های مشتری‌محور بیست‌وپنج درصد رشد می‌کنند و در مقابل، نقش‌های غیرمشتری‌محور به همان اندازه کاهش می‌یابند. این مدل نشان می‌دهد که رشد دیگر فقط با افزایش تعداد کل نیروها ممکن نیست؛ بلکه با بازتوزیع هوشمندانهٔ نقش‌ها بین انسان و ماشین محقق می‌شود. بر اساس گزارش سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی (OECD)، هوش مصنوعی می‌تواند بهره‌وری سالانه را بین ۰٫۲۵ تا ۰٫۶ درصد افزایش دهد. از سوی دیگر، پژوهش‌های سازمان بین‌المللی کار (ILO) نشان می‌دهد که مشاغل مبتنی بر شناخت و مهارت بالا، از جمله نقش‌های مالی، بازرگانی، محاسباتی و آموزشی، در معرض بیشترین تغییرات ناشی از هوش مصنوعی قرار دارند.

پیامدها برای آیندهٔ مشاغل مشاوره و خدمات حرفه‌ای

صنعت مشاوره برای دهه‌ها بر اساس یک مدل هرمی کار می‌کرد: در قاعده، هزاران تازه‌کار فارغ‌التحصیل که تحلیل، پژوهش و تهیهٔ گزارش را انجام می‌دادند و در رأس، گروه کوچکی از شرکا که روابط و تخصص را به مشتریان می‌فروختند. هوش مصنوعی دقیقاً قاعدهٔ این هرم را هدف گرفته است. بسیاری از فعالیت‌هایی که به مشاوران تازه‌کار سپرده می‌شد، پژوهش اسنادی، ترکیب اطلاعات، تهیهٔ اسلاید و گزارش، امروزه به راحتی توسط مدل‌های زایا انجام می‌شود. بر اساس گزارشی از فایننشال تایمز، هوش مصنوعی در حال فروپاشی مهم‌ترین سد ورودی است که برای سال‌ها از غول‌های مشاوره محافظت می‌کرد: «مقیاس». فعالیت‌هایی که به تیم‌های ده‌ها تحلیلگر نیاز داشت، اکنون در چند دقیقه توسط عامل‌های هوشمند قابل انجام است.

نتیجهٔ این تحول، ظهور نسل جدیدی از شرکت‌های مشاورهٔ «بومی هوش مصنوعی» است که مستقیماً با غول‌های سنتی رقابت می‌کنند. برای نمونه، شرکت Queen’s Tower Advisory که توسط شریک سابق دلویت و EY تأسیس شده، هدف خود را تیم‌هایی با ترکیب بیست درصد انسان و هشتاد درصد عامل هوش مصنوعی تعیین کرده است. انجمن مدیریت مشاوره برآورد کرده است که شرکت‌های کوچک‌تر با نرخ‌های تا پنجاه درصد در حال رشد هستند. در مقابل، شرکت‌های بزرگ سنتی با کاهش چشمگیر ارزش بازار مواجه شده‌اند؛ ارزش اکسنچر از بیش از دویست‌وشصت میلیارد دلار در اواخر ۲۰۲۱ به حدود صدوهشت میلیارد دلار کاهش یافته است. همچنین، شرکت‌های بزرگ چهارگانه (بیگ فور) جذب فارغ‌التحصیلان را در بریتانیا کاهش داده‌اند و پی‌دبلیو‌سی نیز بیش از پنج‌هزار و ششصد نفر از نیروی جهانی خود را کاهش داده است.

واکنش بازار کار و اتحادیه‌ها

در سطح جهانی، واکنش‌ها به این تحول متفاوت بوده است. سازمان بین‌المللی کار هشدار داده است که هوش مصنوعی و خودکارسازی می‌تواند یافتن کار را برای جوانان دشوارتر کند و خواستار «نظارت دقیق» بر این فناوری شده است. بر اساس پژوهشی از آنتروپیک (شرکت سازندهٔ کلاد)، ده شغلی که بالاترین نرخ جایگزینی توسط هوش مصنوعی را دارند عبارتند از: برنامه‌نویس رایانه (۷۵ درصد)، نمایندهٔ خدمات مشتریان (۷۰ درصد)، واردکنندهٔ داده (۶۷ درصد)، تحلیلگر پژوهش بازار (۶۵ درصد)، نمایندهٔ فروش (۶۳ درصد) و تحلیلگر مالی و سرمایه‌گذاری (۵۷ درصد). پژوهش‌گران مؤسسهٔ فناوری ماساچوست (MIT) پیش‌بینی کرده‌اند که در پنج سال آینده، هوش مصنوعی تنها تأثیر منفی جزئی بر نیروی کار، کمتر از دو تا چهار درصد کاهش، خواهد داشت که عمدتاً بر کارمندان یقه‌سفید اجراکنندهٔ وظایف شناختی و معمول متمرکز است.

با این حال، نگرانی‌های جدی‌تری نیز وجود دارد. دارو آمودی، مدیرعامل آنتروپیک، هشدار داده است که هوش مصنوعی ممکن است در پنج سال آینده حدود پنجاه درصد از مشاغل اولیهٔ یقه‌سفید را جایگزین کند و نرخ بیکاری را تا بیست درصد افزایش دهد. در سطح اتحادیه‌های کارگری، تقاضا برای شفافیت دربارهٔ تعداد و نقش عامل‌های هوش مصنوعی در حال افزایش است. انجمن وکلای بین‌المللی در گزارشی در مهٔ ۲۰۲۶، نظارت بر کارمندان و تحلیل داده‌ها را از جمله چالش‌های حقوقی و اخلاقی نوظهور در حوزهٔ استخدام معرفی کرده است که نگرانی‌هایی را دربارهٔ شفافیت، حقوق کارمندان و حفاظت از داده‌ها برانگیخته است.

آیا این الگو در ایران قابل تکرار است؟

پاسخ به این پرسش، نیازمند بررسی چند عامل کلیدی است. نخست، وضعیت زیرساخت‌های فناوری اطلاعات در ایران. بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، حدود بیست درصد از مشاغل موجود در ایران در معرض تحول ناشی از هوش مصنوعی قرار دارند. این رقم در کشورهای توسعه‌یافته بیست‌وپنج درصد و در کشورهای در حال توسعه شانزده درصد برآورد شده است. رشد هشتادوهشت درصدی بازار داخلی هوش مصنوعی به پنج‌هزار و پانصد میلیارد تومان، نشان از شتاب قابل‌توجه این حوزه در ایران دارد. همچنین، آغاز فاز سوم پروژهٔ ملی «دستیار هوش مصنوعی دستگاه‌ها» با پانزده دستیار هوش مصنوعی راه‌اندازی‌شده، نشان‌دهندهٔ عزم ملی برای بهره‌گیری از این فناوری است.

با این حال، تفاوت‌های ساختاری قابل‌توجهی میان اقتصاد ایران و اقتصاد کشورهای پیشرفته وجود دارد. نخست، سهم بالای مشاغل خدماتی و تولیدی در ایران که نسبت به مشاغل دانش‌بنیان، در معرض جایگزینی کمتری توسط هوش مصنوعی قرار دارند. دوم، محدودیت‌های دسترسی به سامانه‌های ابری پیشرفته و مدل‌های زبانی بزرگ که زیرساخت اصلی استقرار عامل‌های هوش مصنوعی هستند. سوم، تفاوت در ساختار هزینهٔ نیروی کار که در ایران، جایگزینی انسان با ماشین را از نظر اقتصادی کمتر توجیه‌پذیر می‌کند. با این وجود، صنایع خاصی مانند خدمات مالی، بیمه، بانکداری، فناوری اطلاعات و مشاوره مدیریت در ایران نیز با موج مشابهی از تحول روبرو خواهند شد. همچنین، شرکت‌های دانش‌بنیان و استارت‌آپ‌های فعال در حوزهٔ هوش مصنوعی، به عنوان پیشگامان این تحول در ایران عمل خواهند کرد.

ابعاد حقوقی و مدیریتی

از منظر حقوقی، پرسش‌های بنیادینی دربارهٔ ماهیت حقوقی عامل‌های هوش مصنوعی مطرح شده است. آیا می‌توان آن‌ها را «کارمند» محسوب کرد؟ آیا قوانین کار و تأمین اجتماعی که برای روابط کارگر و کارفرما طراحی شده‌اند، شامل عامل‌های هوش مصنوعی نیز می‌شوند؟ در اتحادیهٔ اروپا، قانون هوش مصنوعی که از اوت ۲۰۲۴ لازم‌الاجرا شده، چارچوبی پلکانی برای انطباق ایجاد کرده است که الزامات آن تا سال ۲۰۲۶ به تدریج اعمال می‌شوند. این قانون، به ویژه بر شفافیت، پاسخ‌گویی و ارزیابی ریسک سامانه‌های هوش مصنوعی تأکید دارد. در سطح جهانی، نهادهای نظارتی خواستار آن شده‌اند که هوش مصنوعی باید تابع حاکمیت قانون باشد و با استانداردهای حقوق بشر، به ویژه در زمینهٔ حریم خصوصی، حفاظت از داده‌ها و عدم تبعیض، همخوانی داشته باشد.

در بعد مدیریتی، تحول مک‌کینزی نشان می‌دهد که موفقیت در عصر هوش مصنوعی، نیازمند بازتعریف بنیادین مدل‌های کسب‌وکار است. استرنفلز تأکید کرده که مدل سنتی «رشد فقط با رشد تعداد کل نیروها» دیگر کارایی ندارد. شرکت‌ها باید به جای تمرکز بر تعداد نیروی انسانی، بر ترکیب بهینهٔ انسان و ماشین تمرکز کنند. همچنین، معیارهای استخدام در حال تغییر است؛ به جای توجه به مدرک تحصیلی، مهارت‌های عملی و توانایی کار در کنار هوش مصنوعی اهمیت پیدا کرده است. الکس سینگلا، شریک ارشد مک‌کینزی و رهبر تیم کوانتوم‌بلک، بر لزوم جذب افرادی تأکید کرده است که بتوانند بین نقش مشاورهٔ سنتی و ذهنیت مهندسی حرکت کنند.

راهکارهای عملی برای مخاطبان

برای کارمندان دانش‌بنیان: مهارت‌هایی را پرورش دهید که هوش مصنوعی نمی‌تواند جایگزین آن‌ها شود. استرنفلز سه حوزهٔ کلیدی را معرفی کرده است: تعیین آرمان‌ها، قضاوت انسانی و خلاقیت اصیل. به جای رقابت با ماشین در سرعت و دقت، بر توانایی‌های منحصر‌به‌فرد انسانی تمرکز کنید.

برای مدیران شرکت‌ها: مدل «۲۵ مربع» را به عنوان یک الگوی راهنما در نظر بگیرید. به جای کاهش یک‌طرفهٔ نیروی انسانی، به بازتوزیع هوشمندانهٔ نقش‌ها بیندیشید. مشاغل پشتیبانی و تکراری را خودکارسازی کنید و نیروی انسانی را به سمت نقش‌های مشتری‌محور و ارزش‌آفرین هدایت نمایید. سرمایه‌گذاری بر مهارت‌های مدیریت هوش مصنوعی در میان کارمندان، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

برای سیاست‌گذاران بازار کار: بازتعریف مفهوم «نیروی کار» در قوانین کار و تأمین اجتماعی، نخستین گام ضروری است. طراحی چارچوب‌های حقوقی جدید برای شفافیت شرکتی دربارهٔ تعداد و نقش عامل‌های هوش مصنوعی، حمایت از کارگرانی که مشاغل خود را از دست می‌دهند و سرمایه‌گذاری بر برنامه‌های بازآموزی و مهارت‌آموزی، از اولویت‌های کلیدی است.

برای کارآفرینان: فرصت‌های بی‌نظیری در حوزهٔ ایجاد شرکت‌های «بومی هوش مصنوعی» وجود دارد. همان‌گونه که Queen’s Tower Advisory با ترکیب بیست درصد انسان و هشتاد درصد عامل هوش مصنوعی، مدل سنتی را به چالش کشیده است، شما نیز می‌توانید با بهره‌گیری از عامل‌های هوش مصنوعی، کسب‌وکاری چابک‌تر و کارآمدتر ایجاد کنید.

درس‌هایی برای کارآفرینان و مدیران ایرانی

۱. آماده‌سازی زیرساخت: پیش از هر اقدامی، زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و دسترسی به سامانه‌های هوش مصنوعی را فراهم کنید. بدون زیرساخت مناسب، استقرار عامل‌های هوش مصنوعی ممکن نیست.

۲. آموزش و فرهنگ‌سازی: کارمندان خود را برای همکاری با عامل‌های هوش مصنوعی آماده کنید. ترس از جایگزینی را با نشان دادن مزایای همکاری انسان و ماشین کاهش دهید.

۳. آغاز با پروژه‌های پایلوت: به جای تغییر یک‌بارهٔ کل سازمان، با پروژه‌های آزمایشی در حوزه‌های کوچک‌تر شروع کنید و از تجربیات آن‌ها برای توسعهٔ تدریجی استفاده کنید.

۴. توجه به ابعاد حقوقی و اخلاقی: از همان ابتدا، چارچوب‌های حقوقی و اخلاقی شفافی برای استفاده از عامل‌های هوش مصنوعی تدوین کنید. شفافیت دربارهٔ تعداد و نقش عامل‌ها، اعتماد کارمندان و مشتریان را جلب خواهد کرد.

۵. سرمایه‌گذاری بر مهارت‌های انسانی: در کنار سرمایه‌گذاری بر فناوری، بر توسعهٔ مهارت‌های انسانی، به ویژه خلاقیت، قضاوت اخلاقی و رهبری، تأکید کنید. این مهارت‌ها، مزیت رقابتی پایدار شما در عصر هوش مصنوعی خواهند بود.

 

 آینده‌ای که از همین امروز آغاز شده است

تحول مک‌کینزی، تنها نوک کوه یخ است. آنچه در این شرکت مشاورهٔ بزرگ رخ داده، به زودی در صنایع دیگر، از خدمات مالی و حقوقی گرفته تا فناوری اطلاعات و آموزش، تکرار خواهد شد. همان‌گونه که باب استرنفلز تأکید کرده، هوش مصنوعی جایگزین انسان در حوزه‌هایی که بیشترین اهمیت را دارند، تعیین آرمان‌ها، قضاوت و خلاقیت اصیل، نخواهد شد. اما در حوزه‌های تکراری، تحلیلی و تولید محتوا، عامل‌های هوش مصنوعی به سرعت جایگاه خود را تثبیت خواهند کرد.

آیندهٔ کار، آیندهٔ همکاری انسان و ماشین است؛ نه جایگزینی کامل انسان توسط ماشین. آنچه امروز در مک‌کینزی می‌بینیم، الگویی است برای فردا: سازمان‌هایی که در آن، انسان‌ها و عامل‌های هوش مصنوعی در کنار یکدیگر کار می‌کنند، هر یک نقاط قوت خود را به کار می‌گیرند و یکدیگر را تکمیل می‌کنند. برای ایران نیز، این تحول هم تهدید است و هم فرصت. تهدید از آن جهت که مشاغل سنتی و تکراری در معرض خطر قرار دارند و فرصت از آن جهت که با سرمایه‌گذاری هوشمندانه بر زیرساخت‌ها، آموزش و مهارت‌آموزی، می‌توانیم از این موج تحول، برای ایجاد مشاغل جدید و باارزش‌تر بهره ببریم.

پرسش اساسی این نیست که آیا هوش مصنوعی جای ما را خواهد گرفت، بلکه این است که چگونه می‌توانیم با آن هم‌کار شویم. پاسخ این پرسش، آیندهٔ اشتغال، اقتصاد و جامعهٔ ما را تعیین خواهد کرد. بیایید از همین امروز، برای ساختن فردایی که در آن انسان و ماشین در کنار هم می‌سازند، آماده شویم. فردایی که در آن، هم‌کارانی از جنس کد، نه تهدیدی برای انسان‌ها، که همراهانی برای پیشرفت و تعالی خواهند بود.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا