نبرد حقوقی قرن؛ شکایت هالیوود از هوش مصنوعی
آیا صنعت خلاق در آستانه فروپاشی است یا تولدی دوباره؟

در ژوئن ۲۰۲۵، والتر دیزنی و یونیورسال پیکچرز شکایتی تاریخی را در دادگاه منطقه مرکزی کالیفرنیا علیه شرکت میدجرنی ثبت کردند. در این شکایت، میدجرنی «چاهی بیپایان از سرقت ادبی» و «دستگاهی خودکار برای تولید نسخههای غیرمجاز» از شخصیتهای معروفی مانند دارث ویدر، السا، یودا و مینیونها توصیف شده است.
وارنر برادرز نیز سه ماه بعد به این شکایت پیوست و میدجرنی را به «دزدی آشکار» از شخصیتهایی مثل سوپرمن، بتمن و باگز بانی متهم کرد و برای هر اثر نقضشده ۱۵۰ هزار دلار خسارت درخواست نمود.این نخستین بار است که استودیوهای بزرگ هالیوود علیه یک شرکت هوش مصنوعی مولد به دادگاه میروند. اما این تنها میدان نبرد نیست. در اروپا، دادگاه منطقه مونیخ در نوامبر ۲۰۲۵ اولین حکم تاریخ اروپا را علیه یک شرکت هوش مصنوعی به دلیل نقض کپیرایت صادر کرد و اوپنایآی را محکوم نمود. همچنین در ژوئیه ۲۰۲۶، دادگاه مونیخ در پرونده جیایامای علیه سونو، حکم به نقض کپیرایت توسط این سرویس موسیقی هوش مصنوعی داد و آن را به پرداخت خسارت محکوم کرد. این نبردها فقط دعوای حقوقی چند شرکت نیستند، بلکه سرنوشت یک صنعت ۳ تریلیون دلاری، معیشت میلیونها هنرمند و آینده حقوق مالکیت فکری در عصر هوش مصنوعی را رقم خواهند زد.
مرور پروندههای مشابه؛ از هالیوود تا مونیخ
پرونده میدجرنی علیه هالیوود فقط نوک کوه یخ است. در اوت ۲۰۲۴، گروهی از نویسندگان علیه شرکت آنتروپیک شکایت کردند و این شرکت را به استفاده غیرمجاز از کتابهایشان برای آموزش مدل کلود متهم نمودند.
در سپتامبر ۲۰۲۵، آنتروپیک توافقی تاریخی به ارزش ۱.۵ میلیارد دلار با نویسندگان امضا کرد که به بزرگترین توافق حقوق کپیرایت در تاریخ آمریکا تبدیل شد. با این حال، در ژوئن ۲۰۲۵، قاضی ویلیام آلسوپ در پرونده بارتز علیه آنتروپیک حکم داد که آموزش مدلهای هوش مصنوعی با کتابهای دارای کپیرایت، «استفاده منصفانه» محسوب میشود.در صنعت موسیقی، نبردها شدیدتر شدهاند. در مارس ۲۰۲۶، شرکت موسیقی بیامجی از آنتروپیک به دلیل آموزش مدل کلود با اشعار آهنگهای دارای کپیرایت، از جمله «۷ حلقه» آریانا گرانده و «آپتاون فانک» برونو مارس، شکایت کرد. همچنین سونی میوزیک در ژوئیه ۲۰۲۶ از سرویس یودیو به دلیل کپیبرداری غیرمجاز از بیش از ۳۰ هزار آهنگ برای آموزش مدلهایش شکایت نمود.در ایران نیز، نظام حقوقی با خلأهای قابلتوجهی در این زمینه مواجه است. قوانین موجود، از جمله قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان (۱۳۴۸) و قانون حمایت از نرمافزارهای رایانهای (۱۳۷۹)، صرفاً خالق انسانی را به رسمیت میشناسند و هیچ جایگاه حقوقی برای آثاری که توسط هوش مصنوعی تولید میشوند قائل نیستند. پژوهشها نشان میدهد که نظام حقوقی ایران نیاز فوری به بازنگری در سیاستهای مالکیت فکری خود دارد.
چالش حقوقی «استفاده منصفانه» در عصر هوش مصنوعی
مهمترین چالش حقوقی این پروندهها، تفسیر دکترین «استفاده منصفانه» است. میدجرنی در دفاعیه خود استدلال میکند که اگر استودیوهای هالیوود خودشان از هوش مصنوعی برای تولید محتوا استفاده میکنند، این امر نشان میدهد که صنعت، چنین رفتاری را «استفاده منصفانه» تلقی میکند.
وکلای میدجرنی معتقدند که استودیوها «دقیقاً همان کاری را انجام میدهند که از آن شکایت کردهاند».اما حقوقدانان دیدگاههای متفاوتی دارند. جیمز لورین سیلوربرگ، رئیس گروه مالکیت فکری در واشنگتن، میگوید در حال حاضر صدها دادخواهی در آمریکا و دیگر نقاط جهان در جریان است و «تصمیمات این پروندهها، مسیر آینده حقوق کپیرایت، حمایتها، محدودیتها و حقوق هنرمندان را تعیین خواهد کرد.» از سوی دیگر، مارک لملی، استاد حقوق دانشگاه استنفورد، برخی ادعاهای استودیوها را «اغراقآمیز» میداند و معتقد است هوش مصنوعی صرفاً سرقت ادبی نیست.در اروپا اما رویه متفاوت است. دادگاه مونیخ در پرونده جیایامای علیه اوپنایآی، استفاده از اشعار دارای کپیرایت برای آموزش هوش مصنوعی را نقض قانون دانست و حکم داد که شرکتهای هوش مصنوعی باید برای استفاده از آثار دارای کپیرایت، مجوز دریافت کنند. این تفاوت رویکرد بین نظام حقوقی آمریکا و اروپا، یکی از چالشهای اساسی پیش روی صنعت خلاق در سطح جهانی است.
تأثیر بر صنعت فیلم، موسیقی و هنرهای تجسمی
تأثیرات این پروندهها بر صنعت خلاق عمیق و گسترده است. بر اساس گزارش یونسکو در فوریه ۲۰۲۶، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در صنعت خلاق میتواند درآمد خالقان موسیقی را تا ۲۴ درصد و درآمد خالقان حوزه سینما و تصویر را تا ۲۱ درصد تا سال ۲۰۲۸ کاهش دهد.
یک مطالعه از دانشگاه کمبریج نشان میدهد که بیش از دو سوم کارگران صنایع خلاق معتقدند هوش مصنوعی امنیت شغلی آنها را تضعیف کرده است. همچنین ۳۸ درصد از هنرمندان مورد بررسی توسط یونسکو، کاهش درآمد خود را به هوش مصنوعی مولد نسبت دادهاند.در هالیوود، میان سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، اقتصاد خلاق کالیفرنیا ۱۴ درصد از مشاغل خود را از دست داده است، معادل ۱۱۴ هزار شغل. اگرچه همه این کاهشها مستقیماً به هوش مصنوعی مرتبط نیست، اما فشار روبهرشد این فناوری بر صنعت خلاق انکارناپذیر است. صنعت سرگرمی و رسانه که ارزش آن حدود ۳ تریلیون دلار برآورد میشود، در معرض تحولی بیسابقه قرار دارد.
در صنعت فیلم، استودیوها از یک سو نگران دزدی شخصیتهایشان هستند و از سوی دیگر خودشان از هوش مصنوعی در تولید استفاده میکنند. فیلمهایی که در اسکار رقابت کردند از هوش مصنوعی برای تغییر صداها و جوانسازی بازیگرانی مثل تام هنکس و هریسون فورد استفاده کردند. این دوگانگی رفتاری، قلب تناقض حقوقی این پروندههاست.
واکنش صنعت خلاق و اتحادیههای هنرمندان
اتحادیههای هنرمندان واکنشهای متفاوتی نشان دادهاند. فدراسیون آمریکایی موسیقیدانان در ژوئن ۲۰۲۶ از یونیورسال میوزیک و وارنر میوزیک به دلیل امضای قراردادهای مجوزدهی با شرکتهای هوش مصنوعی بدون جبران خسارت هنرمندان، شکایت کرد. این نشان میدهد که حتی توافقاتی که ظاهراً به سود صنعت هستند، ممکن است با مخالفت خود هنرمندان روبهرو شوند.
در مقابل، برخی هنرمندان و شرکتها مسیر همکاری را انتخاب کردهاند. وارنر میوزیک در نوامبر ۲۰۲۵ با سونو به توافق رسید و یک سرمایهگذاری مشترک راهاندازی کرد. یونیورسال میوزیک نیز در اکتبر ۲۰۲۵ با یودیو به توافق رسید. این نشان میدهد که آینده صنعت خلاق نه در تقابل مطلق، بلکه در یافتن مدلهای جدید همکاری رقم خواهد خورد.
در ایران، اتحادیههای هنرمندان و خالقان محتوا هنوز واکنش سازمانیافتهای به این تحولات نشان ندادهاند، اما نگرانیها در میان هنرمندان رو به افزایش است. خلأهای قانونی موجود در نظام حقوقی ایران، هنرمندان را در موضعی شکننده قرار داده است.
پیامدها برای کسبوکارهای استارتاپی حوزه هوش مصنوعی در ایران و جهان
برای استارتاپهای هوش مصنوعی، این پروندهها زنگ خطری جدی هستند. توافق ۱.۵ میلیارد دلاری آنتروپیک، معادل ۱۵ درصد از مجموع ۱۰ میلیارد دلاری که این شرکت از سرمایهگذارانی مثل آمازون و الفابت جذب کرده، نشان میدهد که ریسک حقوقی میتواند بهطور قابلتوجهی ارزش استارتاپها را تحت تأثیر قرار دهد.
در سطح جهانی، تا فوریه ۲۰۲۶، تعداد پروندههای حقوقی مرتبط با کپیرایت هوش مصنوعی در آمریکا از ۸۰ مورد فراتر رفته است. تا ژانویه ۲۰۲۶، حدود ۷۵ پرونده حقوقی در سطح جهانی ثبت شده است. این موج دادخواهی، فضای کسبوکار را برای استارتاپهای هوش مصنوعی به شدت پرخطر کرده است.
برای استارتاپهای ایرانی، این چالش دوچندان است. از یک سو، دسترسی به دادههای آموزشی با کیفیت محدود است و از سوی دیگر، نظام حقوقی ایران هیچ چارچوب روشنی برای فعالیت این شرکتها در زمینه آموزش مدلها با دادههای دارای کپیرایت فراهم نمیکند. پژوهشگران حقوقی در ایران تأکید دارند که بازنگری قوانین مالکیت فکری و تدوین راهکارهای عملی برای تنظیم حقوقی آثار تولیدشده توسط هوش مصنوعی، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
آینده کپیرایت در دوران هوش مصنوعی
آینده حقوق کپیرایت در عصر هوش مصنوعی در هالهای از ابهام قرار دارد. از یک سو، حکم قاضی آلسوپ در پرونده بارتز علیه آنتروپیک که آموزش هوش مصنوعی با کتابهای دارای کپیرایت را «استفاده منصفانه» دانست، راه را برای شرکتهای هوش مصنوعی باز کرده است. از سوی دیگر، احکام دادگاههای اروپایی که رویکردی سختگیرانهتر دارند، نشان میدهد که این مسیر در سطح جهانی یکسان نخواهد بود.
آنچه مسلم است، نیاز به تدوین قوانین شفاف برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی با دادههای دارای کپیرایت است. ایجاد نظامهای مجوزدهی و اشتراکگذاری درآمد، شفافسازی درباره منابع دادههای آموزشی و حمایت از حقوق معنوی هنرمندان در عصر هوش مصنوعی، از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند تعادلی بین نوآوری و حمایت از حقوق خالقان ایجاد کنند.
جیمز لورین سیلوربرگ تأکید میکند که تصمیمات این پروندهها «تأثیرات عظیمی بر بازار هنر و هنرمندان خواهد داشت، شاید فراتر از آنچه تاکنون دیدهایم». این تأثیرات نه فقط بر صنعت خلاق، بلکه بر کل اقتصاد دیجیتال و نحوه تعامل ما با فناوری سایه خواهد انداخت.
تولدی دوباره یا فروپاشی؟
نبرد حقوقی قرن میان هالیوود و شرکتهای هوش مصنوعی، فقط یک دعوای قضایی نیست. این نبرد، آینده صنعت خلاق، حقوق هنرمندان و رابطه ما با فناوری را تعیین خواهد کرد. همانطور که گوتیرز، مسئول حقوقی دیزنی، گفته است: «دزدی، دزدی است، فارغ از اینکه توسط یک شرکت هوش مصنوعی انجام شود یا نه.»
اما در همین بحران، فرصتی برای تولدی دوباره نهفته است. همانطور که بیامجی تأکید کرده، «با مجوزهای مناسب، هوش مصنوعی مولد میتواند بهعنوان ابزاری برای ارتقای خلاقیت عمل کند، نه جایگزینی برای آن.» تاریخ نشان داده که هر فناوری جدید، صنایع خلاق را به چالش کشیده، اما در نهایت افقهای جدیدی گشوده است.
آنچه امروز در دادگاههای کالیفرنیا و مونیخ در حال شکلگیری است، نه پایان خلاقیت انسانی، بلکه آغاز دوران جدیدی در تعامل انسان و ماشین است. دورانی که در آن، حقوق خالقان محترم شمرده میشود، نوآوری شکوفا میگردد و هنر، همچنان آیینه تمامنمای روح انسان باقی میماند. آینده از آنِ کسانی است که میان حفظ اصالت و پذیرش نوآوری، تعادل برقرار میکنند.
راهکارهای عملی برای مخاطبان
برای هنرمندان و خالقان محتوا: مستندسازی آثار خود و ثبت رسمی آنها را جدی بگیرید. با اتحادیههای صنفی همکاری کنید و از حقوق خود آگاه باشید. استفاده از هوش مصنوعی را بهعنوان ابزاری برای افزایش خلاقیت بپذیرید، اما هرگز ارزش منحصربهفرد نگاه انسانی خود را فراموش نکنید.
برای کسبوکارهای حوزه هوش مصنوعی: شفافیت در مورد منابع دادههای آموزشی را در اولویت قرار دهید. با صاحبان حقوق محتوایی وارد مذاکره شوید و مدلهای کسبوکاری مبتنی بر مجوزدهی و اشتراکگذاری درآمد طراحی کنید. ریسک حقوقی را در ارزیابیهای خود لحاظ کنید و از مشاوران حقوقی متخصص کمک بگیرید.
برای سیاستگذاران و قانونگذاران: تدوین قوانین شفاف و بهروز برای عصر هوش مصنوعی را در دستور کار قرار دهید. نظامهای مجوزدهی کارآمد ایجاد کنید و از حقوق معنوی هنرمندان در برابر استفادههای غیرمجاز محافظت نمایید. در ایران، بازنگری قوانین مالکیت فکری و هماهنگی با تحولات جهانی، ضرورتی فوری است.
برای کاربران عادی: از توانمندیهای هوش مصنوعی برای خلق آثار جدید استفاده کنید، اما به حقوق خالقان محتوای اصلی احترام بگذارید. آگاهی خود را درباره مسائل حقوقی و اخلاقی هوش مصنوعی افزایش دهید و در شکلدهی به فرهنگ استفاده مسئولانه از این فناوری نقش داشته باشید.
