جامعه و کسب‌وکار

جنگ مراکز داده با روستاهای آمریکا

آلودگی آب و هوا و افزایش قبض برق؛

وقتی رؤیای دیجیتال، کابوس روستاها می‌شود.

«حباب» شاید رایج‌ترین کلمه‌ای باشد که با «هوش مصنوعی» همراه شده است. اما آنچه تازه در حال آشکار شدن است، هزینه‌ای فراتر از اقتصاد است، هزینه‌ای بر جان مردم، بر منابع طبیعی و بر آینده‌ی زیست‌بوم‌ها.

«مراکز داده هوش مصنوعی در آمریکا به جنگ روستاها رفته‌اند؛ قبض برق ۲۶۷ درصد افزایش، روزانه ۵ میلیون گالن آب، ۷۱ درصد مردم مخالف. ایران با ناترازی شدید انرژی و آب، چه درسی از این بحران می‌گیرد؟

در میشیگان، روستای کوچک سالین با ۲۴۰۰ نفر جمعیت، روزگاری کشاورزی بود؛ مزارع ذرت و سویا در امتداد جاده‌ها گسترده بودند. امروز، در آن سوی جاده، پروژه ۱۶ میلیارد دلاری «استارگیت»، با مشارکت اوراکل، اوپن‌ای‌آی، بلک‌استون و دیگران، در حال ساخت است. این پروژه که ۲۵۰ هکتار زمین را اشغال کرده، به کانون مقاومت مردمی تبدیل شده است. تامی برونو، یکی از رهبران معترضان، می‌گوید: «اکثریت قریب‌به‌اتفاق ساکنان از این پروژه غول‌پیکر استقبال نمی‌کنند؛ خواستهٔ ما فقط حفاظت از زمین‌های کشاورزی است.».

«روستای ۲۴۰۰ نفری سالین به مرکز نبردی تبدیل شده که سرنوشت صنعت هوش مصنوعی را رقم می‌زند. پروژه ۱۶ میلیارد دلاری «استارگیت» در کنار مزارع ذرت و سویا در حال ساخت است. اما مردم محلی نمی‌خواهند. آنها می‌گویند: «ما از آب زندگی می‌کنیم، نه از داده». از تگزاس تا ویرجینیا، از کالیفرنیا تا اوهایو، آمریکایی‌ها در ۴۲ ایالت به خیابان‌ها ریخته‌اند. اعتراضی که فراتر از چپ و راست است. و سؤال این است: در ایرانِ تشنه، چه کسی پاسخگوی هزینه‌های پنهان هوش مصنوعی خواهد بود؟»

 

اما سالین فقط یک نمونه است. در ۴۲ ایالت آمریکا، بیش از ۱۴۲ تظاهرات هماهنگ علیه مراکز داده برگزار شده است، نخستین اقدام هماهنگ ملی از این نوع. در ویرجینیا، پروژه ۱۰۰۰ میلیارد دلاری «دروازه دیجیتال ویلیام پرنس» پس از سه سال کشمکش حقوقی لغو شد. در کالیفرنیا، شهر مونتری پارک با رای قاطع مردم، ساخت مراکز داده را برای همیشه ممنوع کرد، نخستین شهر آمریکا با چنین ممنوعیتی.

فقط در سه ماهه اول ۲۰۲۶، حداقل ۷۵ پروژه به ارزش ۱۳۰۰ میلیارد دلار متوقف یا لغو شده‌اند. این، دیگر یک «مخالفت محلی» نیست؛ این، یک شورش ملی است.

بعد زیست‌محیطی: تشنگی بی‌پایان ماشین‌های دیجیتال

هسته اصلی این خشم، مصرف سرسام‌آور منابع است.

آب. یک مرکز داده بزرگ می‌تواند روزانه تا ۵ میلیون گالن آب مصرف کند، معادل مصرف آب یک شهر ۵۰ هزار نفری. در کالیفرنیا، یک پروژه در منطقه ایمپریال کانتی سالانه نزدیک به ۹.۸ میلیارد لیتر آب از رودخانه کلرادو برداشت می‌کند، در منطقه‌ای که از خشکسالی رنج می‌برد.

پژوهشگران چهار نگرانی اصلی درباره امنیت آبی مراکز داده را شناسایی کرده‌اند: تضعیف دموکراسی در مدیریت آب، مصرف ناپایدار و افزایش هزینه‌های آب‌بها، کاهش انعطاف‌پذیری در تصمیم‌گیری‌های آبی، و افزایش مصرف آب در مقیاس وسیع به دلیل تقاضای روزافزون برق.

آل‌جزیره گزارش داده که کمبود آب ناشی از مراکز داده می‌تواند مستقیماً بر سلامت عمومی تأثیر بگذارد، از کاهش بهداشت تا افزایش بیماری‌های گوارشی در جوامع مجاور. در سال ۲۰۲۳، مایکروسافت گزارش داد که ۴۱ درصد از برداشت آب آن در مناطقی با تنش آبی انجام شده است.

برق. گارتنر پیش‌بینی کرده که مصرف برق مراکز داده در سال ۲۰۲۶ به ۵۶۵ تراوات‌ساعت می‌رسد، ۲۶ درصد افزایش نسبت به سال قبل. مصرف برق سرورهای بهینه‌شده برای هوش مصنوعی از ۹۵ تراوات‌ساعت در ۲۰۲۵ به ۱۷۵ تراوات‌ساعت در ۲۰۲۶ خواهد رسید. تا سال ۲۰۳۰، این رقم از ۱۲۰۰ تراوات‌ساعت فراتر خواهد رفت.

در آمریکا، ۴۶۰۰ مرکز داده حدود ۴.۴ درصد از برق کشور را مصرف می‌کنند، و پیش‌بینی می‌شود این سهم تا ۲۰۲۷ به ۸.۵ درصد برسد. در ویرجینیا، که ۷۰ درصد ترافیک اینترنت جهان از آن عبور می‌کند، قیمت برق مسکونی در پنج سال گذشته ۲۶۷ درصد افزایش یافته است.

بعد اجتماعی و سیاسی: ائتلافی فراتر از چپ و راست

شاید شگفت‌انگیزترین جنبه این جنبش، ماهیت فراحزبی آن باشد. نظرسنجی گالوپ نشان می‌دهد ۷۱ درصد از آمریکایی‌ها مخالف ساخت مراکز داده در نزدیکی محل سکونت خود هستند، شامل ۷۵ درصد دموکرات‌ها و ۶۳ درصد جمهوری‌خواهان. تنها ۱۴ درصد آماده‌اند چنین پروژه‌ای را در محله خود بپذیرند. یک کمدین در ویسکانسین طنزآمیز گفته که مخالفت با مراکز داده «از زمان آبجو، دوحزبی‌ترین موضوع در آمریکا بوده است».

این خشم به سیاست نیز سرایت کرده است. در تگزاس، جینا هینوجوسا، نامزد دموکرات فرمانداری، مخالفت با مراکز داده را به محور کارزار خود تبدیل کرده است: «آنها متعلق به ثروتمندترین مردان جهان هستند. ما همه قبض را پرداخت می‌کنیم. هیچ قانونی وجود ندارد. این وست‌وایلد مراکز داده است».

حتی گرگ ابت، فرماندار جمهوری‌خواه تگزاس، که سال‌ها با اشتیاق سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی را جذب کرده، مجبور به تغییر موضع شده است. او اخیراً به نهادهای نظارتی دستور داده از افزایش قبض برق تگزاسی‌ها جلوگیری کنند و وعده لغو مشوق‌های مالیاتی برای مراکز داده را داده است.

در اوهایو، نامزد دموکرات سنا تبلیغی علیه رقیب جمهوری‌خواه خود پخش کرده و او را «چهره مراکز داده در اوهایو» خوانده است. در ویسکانسین، یک نامزد فرمانداری قول داده «از ثروتمندان مالیات بگیرد، مدارس را تأمین کند و مراکز داده هوش مصنوعی را متوقف کند».

بعد اقتصادی: رؤیای اشتغال در برابر واقعیت هزینه‌ها

طرفداران مراکز داده وعده اشتغال و توسعه می‌دهند. اما واقعیت پیچیده‌تر است.

یک مرکز داده بزرگ ممکن است تنها چند صد شغل دائمی ایجاد کند، در حالی که هزاران هکتار زمین کشاورزی را می‌بلعد، منابع آب جامعه را مصرف می‌کند و قبض برق ساکنان را به آسمان می‌فرستد.

در مریلند، الیزابت باور، فعال مدنی، می‌گوید: «من با مراکز داده در جای درست مشکلی ندارم. اما با تصرف زمین‌های کشاورزی مرغوب مخالفم». مرکز داده آمازون در شهرستان فردریک، پس از توسعه‌ای ۱۰۰۰ هکتاری فراتر از برنامه اولیه، با مقاومت شدید روبرو شد، به‌ویژه که منطقه درگیر خشکسالی شدید است.

تحقیقات نشان می‌دهد که تنها ۸ درصد از مخالفان مراکز داده واقعاً در نزدیکی آنها زندگی می‌کنند؛ ۶۳ درصد مخالفان، اساساً نگرش منفی به هوش مصنوعی دارند. مراکز داده به نمادی از «دوقطبی فناوری» تبدیل شده‌اند، جایی که سود کلان نصیب شرکت‌های بزرگ می‌شود، اما هزینه‌ها بر دوش جوامع محلی می‌افتد.

درس‌هایی برای ایران: از هشدار تا اقدام

در ایران، شرایط از بسیاری جهات شکننده‌تر است.

ناترازی انرژی. شبکه برق ایران هم‌اکنون با چالش جدی ناترازی به‌ویژه در تابستان مواجه است. بر اساس برآوردهای توانیر، افزایش اوج مصرف برق ناشی از توسعه هوش مصنوعی می‌تواند در یک سال آینده ۳۰۰ تا ۶۰۰ مگاوات، در دو سال آینده ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ مگاوات، و در سه سال آینده بین ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ مگاوات به اوج بار شبکه اضافه کند. این بارها عمدتاً ۲۴ ساعته، متمرکز در کلانشهرها و حساس به کیفیت برق هستند، ویژگی‌هایی که تأثیر آنها بر اوج مصرف را بسیار فراتر از سهمشان در مصرف سالانه می‌کند.

کمبود آب. ایران یکی از خشک‌ترین مناطق جهان است. مراکز داده هوش مصنوعی که روزانه میلیون‌ها گالن آب شیرین مصرف می‌کنند، در چنین شرایطی می‌توانند به فاجعه‌ای انسانی تبدیل شوند. سازمان عفو بین‌الملل هشدار داده که زیرساخت‌های هوش مصنوعی می‌توانند بر جوامع حاشیه‌نشین، که از نظر تاریخی با کمبود منابع مواجه بوده‌اند، تأثیر منفی بگذارند.

شکاف نظارتی. در ایران، برخلاف آمریکا که جوامع محلی ابزارهای قانونی برای مقابله دارند، از رأی‌گیری محلی تا شکایت‌های دسته‌جمعی، چهارچوب نظارتی مشخصی برای ارزیابی تأثیر مراکز داده بر منابع آب و انرژی وجود ندارد. تجربه آمریکا نشان می‌دهد که در غیاب نظارت پیش‌دستانه، شرکت‌ها اولویت را به «زمین ارزان‌تر و تأیید سریع‌تر سیاست‌گذاران محلی» می‌دهند، نه به پایداری منابع.

تهدیدات امنیتی. فراتر از مسائل زیست‌محیطی، مراکز داده در منطقه با تهدیدات امنیتی نیز روبرو هستند. در مارس ۲۰۲۶، حملات پهپادی ایران به سه مرکز داده آمازون در امارات و بحرین، آنها را از کار انداخت و باعث اختلال در خدمات بانکی، پرداخت و نرم‌افزارهای سازمانی در سراسر منطقه شد. این رویداد نشان می‌دهد که مراکز داده نه فقط مصرف‌کننده منابع، بلکه اهداف استراتژیک در مناقشات منطقه‌ای نیز هستند.

راهکارهای عملی: از امروز شروع کنید

برای سیاست‌گذاران ایرانی

۱. ارزیابی تأثیر پیش‌دستانه. پیش از هرگونه سرمایه‌گذاری بزرگ در زیرساخت‌های هوش مصنوعی، مطالعات دقیق درباره تأثیر بر منابع آب و انرژی انجام شود. تجربه ۷۵ پروژه متوقف‌شده در آمریکا، به ارزش ۱۳۰۰ میلیارد دلار، نشان می‌دهد که هزینه «پشیمانی» بسیار بیشتر از هزینه «برنامه‌ریزی» است.

۲. تعیین سقف مصرف. برای مراکز داده، سقف مشخصی برای مصرف آب و برق تعیین شود. در آرورا، ایلینوی، مقررات جدیدی شامل الزامات مصرف آب، انرژی و کنترل صدا وضع شده است. ایران نیز می‌تواند از این الگو استفاده کند.

۳. شفافیت و مشارکت عمومی. جوامع محلی باید از برنامه‌های ساخت مراکز داده مطلع شوند و حق اظهارنظر داشته باشند. در آمریکا، یکی از دلایل اصلی خشم مردم، «پنهان‌کاری» شرکت‌ها درباره برنامه‌هایشان بوده است.

۴. الگویابی از فناوری‌های کارآمد. مرکز داده «هامینا» در فنلاند از آب دریا برای خنک‌سازی استفاده می‌کند که مصرف انرژی را تا ۸۰ درصد کاهش می‌دهد

. در دانمارک، مرکز داده متا گرمای خروجی سرورها را به سیستم گرمایش منطقه پمپاژ می‌کند. ایران با دسترسی به آب‌های شمال و جنوب، می‌تواند از این الگوها بهره بگیرد.

۵. پایش مستمر. همان‌طور که گزارش توانیر تأکید کرده، در صورت نبود پایش، داده‌کاوی و سیاست‌گذاری پیش‌دستانه، هوش مصنوعی می‌تواند «همانند تجربه ماینینگ غیرمجاز، به یک ریسک جدید برای شبکه برق تبدیل شود».

برای کسب‌وکارها و سرمایه‌گذاران

۱. ارزیابی مسئولانه. پیش از سرمایه‌گذاری در مراکز داده، ارزیابی دقیق از دسترسی به منابع آب و انرژی در منطقه مورد نظر انجام دهید. مناطقی با تنش آبی، گزینه‌های پرریسکی هستند.

۲. سرمایه‌گذاری در فناوری‌های سبز. از سیستم‌های خنک‌سازی کارآمد، انرژی‌های تجدیدپذیر و بازیافت آب استفاده کنید. این نه فقط مسئولیت اجتماعی، بلکه یک مزیت رقابتی در بلندمدت است.

۳. شفافیت با جوامع محلی. با ساکنان مناطق مورد نظر گفت‌وگو کنید و نگرانی‌های آنها را جدی بگیرید. تجربه آمریکا نشان داده که پنهان‌کاری، خشم را تشدید می‌کند.

برای افراد و جوامع محلی

۱. آگاهی از حقوق خود. در مورد پروژه‌های مراکز داده در منطقه خود تحقیق کنید و از حق اظهارنظر استفاده کنید.

۲. مشارکت مدنی. همان‌طور که شهروندان آمریکایی در ۴۲ ایالت متحد شده‌اند، شهروندان ایرانی نیز می‌توانند با اتحاد و آگاهی، از منابع محلی خود دفاع کنند.

جمع‌بندی: هوش مصنوعی یا آینده‌ی پایدار؟

آنچه در آمریکا در حال رخ دادن است، فقط یک «مخالفت محلی» نیست. این، نخستین هشدار جدی درباره هزینه‌های پنهان انقلاب هوش مصنوعی است. هزینه‌هایی که بر دوش جوامع روستایی، بر منابع آب و انرژی، و بر قبض برق مردم عادی سنگینی می‌کند، در حالی که سود آن نصیب ثروتمندترین شرکت‌های جهان می‌شود.

گزارش سازمان عفو بین‌الملل تأکید کرده که «این توسعه پیامدهای منفی بر حقوق بشر داشته است، از جمله تخریب محیط‌زیست در اطراف مراکز داده و فرسایش حقوق کارگران». سازمان ملل نیز هشدار داده که تا سال ۲۰۳۰، مراکز داده جهانی ۹۴۵ تراوات‌ساعت برق مصرف خواهند کرد، رقمی که منابع طبیعی میلیاردها انسان را تهدید می‌کند.

ایران، با بحران‌های جدی آب و انرژی، نمی‌تواند بی‌تفاوت از کنار این هشدارها بگذرد. همان‌طور که گزارش توانیر تأکید کرده، هوش مصنوعی «یک فرصت راهبردی برای توسعه کشور محسوب می‌شود». اما این فرصت، اگر بدون برنامه‌ریزی و نظارت پیش‌دستانه دنبال شود، می‌تواند به یک تهدید جدی تبدیل شود.

انتخاب میان «توسعه هوش مصنوعی» و «حفاظت از منابع» یک انتخاب نادرست است. انتخاب واقعی، توسعه‌ای است که هر دو را توأمان ممکن می‌سازد، با شفافیت، مشارکت عمومی، فناوری‌های پاک و نظارت مسئولانه.

همان‌طور که یک معترض در ویرجینیا با تابلوئی در دست فریاد زد: «ما به آب نیاز داریم، نه به داده». این پیام، برای ایرانِ تشنه، بیش از هر جای دیگری شنیدنی است.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده + 6 =

دکمه بازگشت به بالا